مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
467
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
فصل چهارم : در فساد اطراف « 1 » به سرما سبب آن توجّه حرارت و خون و بخارات گرم است بدانجا و محتقن و محتبس شدن در آنجا ، پس آن عضو را بسوزد و متعفّن گرداند . علاجش اگر آماس نكرده بود « 2 » و فاسد نشده ، لكن ابتدا كرده كه سبز شود ، به روغن زيت و روغن زنبق بسيار بمالند و اگر آماس كند در آبى نهند كه در او شلغم و كاه گندم و سبوس و بابونه و اكليل و كرنب و حلبه و كتان ، مجموع يا بعضى ، جوشيده بود و چون بيرون آرند روغنهاى مذكور بمالند و اگر سبز يا سياه شده باشد نيشها در زنند و نيش را نيك فرو برند و در آب گرم نهند ، پس به گل ارمنى به آب و سركه به هم سوده ، طلا كنند و بعد از دو سه « 3 » ساعت به سركه و آب نيمگرم بشويند يا شراب نيمگرم و اگر وقتى رسد كه ابتداى تعفّن كرده باشد ، چغندر و كرنب را بپزند و به روغن گوسفند يا گاو بكوبند كه « 4 » مثل مرهمى شود و بر آنجا مىنهند تا آنچه متعفّن و سبز و سياه بود « 5 » بيفتد . پس به علاج قرحه علاج كنند . فصل پنجم : در سوختگى آتش و روغن و آب گرم امّا سوختن آتش ، اگر آبله نزند طلاهاى خنك مثل صندل و خرفه و برگ بيد و پوست غليظ درخت بيد كهنه بر آب سوده ، طلا كنند يا به گل ارمنى و سركه و آب ؛ و اگر آبله زند و عظيم بود ، فصد كنند و تلطيف تدبير و به مرهم اسفيداج طلا كنند « 6 » و اگر امر بسيار عظيم بود ، به مرهم نوره . صفت آن : بگيرند آهك در آب نارسيده و هفت بار بشويند و خشك كنند « 7 » ، چنانچه در هر شستنى يك ساعت در آب بگذارند « 8 » و چهار جزو از اين و شش جزو روغن گل و دو جزو موم و يك جزو سفيده ترتيب كرده ، به كار دارند ؛ امّا
--> ( 1 ) . اطراف : به اصطلاح اطبّا به معنى دست و پا و چون در طب « اطراف » گويند ، مراد دو دست و دو پاى باشد . ( لغتنامه ) . ( 2 ) . س : - بود . ( 3 ) . س : - سه . ( 4 ) . س : - كه . ( 5 ) . ش : - بود . ( 6 ) . س : - يا به گل ارمنى . . . كنند . ( 7 ) . س ، ل ، ف : - و خشك كنند . ( 8 ) . س ، ف : + و خنك كنند .